نظام الدين شامى

71

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

ذكر توجّه امير صاحب‌قران كرّت سوم بجانب خوارزم چون نوروز سلطانى سال هفتصد و هفتاد و هشت كه موافق لوييل بود درآمد و آفتاب باوّل نقطهء اعتدال ربيعى رسيد عزيمت خوارزم فرموده ايلچى فرستاد كه چون دعوئ مطاوعت وايلى مىكنيد باتّفاق امراى آن ديار لشكرها جمع كرده باوردوى مبارك حاضر شويد و درين حال شيخ محمّد را گرفته و گناه برو ثابت گردانيده بياساق رسانيد و امير سارىبوغا و عادلشاه و خطاى بهادر و ايلچى بوغا را با سى هزار مرد بجانب قمر الدين فرستاد و خود بمباركى سوار شده متوجّه خوارزم شد و بموضع سه‌پايه رسيد درين اثنا از طرف آب آمويه توركن گريخت و پولاد در عقب او بتعجيل روانه شد و شب در ميان كرده بموضع پارياب به دو رسيد و سه شبان‌روز با يكديگر جنگ كردند عاقبت توركن و برادرش تورميش بگريختند پولاد در پى كرده بتوركن رسيد اسپ توركن بازماند از اسپ فرود آمد و اسپ پولاد را بتير بينداخت و تير ديگر از خود پولاد بگذرانيد آخر الامر درهم آويختند پولاد توركن را بر زمين زد و سرش از تن جدا كرد و برادرش تورميش بر دست ايمن سربدار كشته شد و چون عادلشاه ولايت خالى يافت خطاى بهادر و ايلچى بوغا را گرفته و با سارى بوغا متّفق شده ياغى شدند و ايل و لشكر خود را جمع آورده قلعه و حصار سمرقند را محاصره كردند مردم شهر به زخم تير و ناوك ايشانرا گرد شهر نگذاشتند و حاكم حصار آق‌بوغا بهادر بود خبر بامير صاحب‌قران فرستاد ركاب همايون از كات گذشته بخاص رسيده بود چون ازين حال واقف شد هم در حال اميرزاده جهانگير را منقلاى ساخته پيش فرستاد و خود با قول لشكر در عقب روانه شد اميرزاده جهانگير بولايت بخارا رسيد و امير صاحب‌قران بر باطملك رسيده نزول كرد و اميرزاده بموضع كرمينه بدشمن رسيد چون دانستند كه مرد مقاومت او نيستند گريخته بولايت اوزبيك رفتند و باوروس خان پناه بردند و در وقتى كه اوروس خان بيايلاق رفت با او نيز گوهر بد خود در غدر و بىوفايى ظاهر كردند و عاقبت لشكر كشيده اوروس خان را بشكستند و هركه بر لئيم بدگوهر اعتماد كند و كافر نعمت ناحق‌ّشناس را محلّ نيكويى و احسان گرداند خاك در كاسهء امّيد خود كرده باشد و مار در جيب